منوی بالایی را از بخش فهرست ها تنظیم کنید.

حمایت تجربی از برنامه ((خود درمانی هدایت شده))

حمایت تجربی از برنامه

 پیامد درمان

با توجه به نتایج آزمایش های بالینی بر اساس الگوی G.S.Ct، بسیاری از مراجعان اظهار داشته اند که تغییرات مهمی که در الگوی مصرف الکل یا مواد آنها ایجاد شده، تا یک سال پس از درمان همچنان برقرار بوده است. آنها گزارش کرده اند که:

درصد روزهایی که کاملا خویشتندار بوده اند (الکل یا مواد مصرف نکرده اند) یا کمتر از اندازه مصرف کرده اند، افزایش داشته است.

درصد روزهایی که به مقدار زیاد یا خیلی زیاد، الکل یا مواد مصرف کرده اند، کاهش داشته است.

میانگین دفعات مصرف روزانه الکل یا مواد در آنها کاهش داشته است.

دوازده ماه پس از درمان، حدود سه چهارم مراجعان گزارش داده اند که الکل یا مواد را به هیچ عنوان مصرف نکرده اند، یا میزان ناچیزی مصرف کرده اند.

عناصر تشکیل دهنده درمان

اکثریت مراجعانی که با آنها مصاحبه شده، همه عناصر تشکیل دهنده درمان و مراحل انجام آن را مفید گزارش کرده اند. در این میان، درمانگر به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده درمان، از سوی ۹۲ درصد از مراجعان، مفید درجه بندی شد. همچنین ۸۷ درصد مراجعان انجام عملیات درمانی به وسیله خودشان را مفید دانستند و ۸۲ درصد نیز اظهار داشتند که فرآیند هدف گزینی توسط خود مراجع مفید بوده است.

پیامد سهیم بودن مراجعان در درمان

از مراجعان پرسیده شد که چه چیزی باعث تداوم یافتن پیامدهای درمان در آنها شده است (خودشان، برنامه درمانی،درمانگر آنها، یا سایر عوامل، به عنوان مثال، عوامل خارج از درمان).

۷۳ درصد از مراجعانی که در یک مداخله انگیزشی شرکت داشتند، بیان کردند که در تداوم پیامد درمانی خویش، به میزان ((خیلی زیادی)) سهیم بوده اند. اگرچه ۴۱ درصد آنها سهم خود را در درمان خیلی زیاد درجه بندی کرد، ولی ۳۳ درصد آنها اظهار داشتند که درمانگر سهم بیشتری در پیامد درمانی آنها داشته است.

۴۸ درصد از مراجعان نیز، عوامل دیگر را به میزان ((خیلی زیاد)) در پیامد درمانی خود سهیم دانستند. بیشترین عامل در این میان، حمایت اجتماعی بوده است.

انتخاب هدف به وسیله مراجع

۸۷ درصد مراجعان اظهار داشته اند که شیوه هدف گزینی به وسیله مراجع ((شیوه خوبی)) بوده است. آنها دلایل عمده زیر را برشمرده اند:

آنها ذکر کرده اند که تصمیمات تحمیلی از سوی دیگران، در آنها مقاومت ایجاد می کند.

آنها برای رسیدن به هدفی که خودشان انتخاب کرده بودند، بیشتر برانگیخته می شدند.

آنها در قبال تصمیماتی که خود اتخاذ کرده بودند، احساس مسئولیت بیشتری می کردند.

و در نهایت اینکه آنها معتقد بودند که اهداف انتخاب شده به وسیله خودشان، واقعی تر بوده است. 

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط