منوی بالایی را از بخش فهرست ها تنظیم کنید.

موانع موجود در راه بر آوردن نیازها

موانع موجود در راه بر آوردن نیازهای فرد

موانع موجود در راه بر آوردن نیازها دو نوع است: ۱-موانع بیرونی ۲-موانع درونی

موانع بیرونی: آنهایی است که در خارج از فرد وجود دارند. در واقع از محیط منشاء می گیرند. مثلا ما دوست داریم که در رشته پزشکی درس بخوانیم اما غولی به نام کنکور مانع ما می شود. 

موانع درونی: آنهایی هستند که در درون خود فرد وجود دارند. مثلا وقتی امکان تقلت برای ما وجود دارد، یک احساس درونی مانع از این می شود که ما تقلب کنیم.

موانع بیرونی خود بر دو نوع هستند: ۱-موانع اجتماعی ۲-موانع غیر اجتماعی

موانع اجتماعی، موانعی هستند که مقررات و قوانین اجتماعی بر سر راه افراد می گذارند.

موانع غیر اجتماعی را طبیعت بوجود می آورد مثل سیل، طوفان و بهمن، ریزش کوه و غیره.

حال هر یک از این موانع را به اختصار شرح می دهیم:

موانع اجتماعی:

به عنوان مثال، علی دانش آموز کلاس چهارم دبستان که با خانم حسینی معلم مورد علاقه اش در سال قبل موفقیتهای شایانی بدست آورده، امسال در هنگام تقسیم بندی، خود را در کلاسی می بیند که معلم آن خانم حسینی نیست و هر کاری می کند در کلاس این معلم قرار گیرد به جایی نمی رسد.

یا هنگامی که دیر از خواب بلند شده ایم، مطمئنا خیلی دیر به سر کار خواهیم رسید، چنانکه یک خیابان ورود ممنوع را پشت سر بگذاریم، کلی در وقت صرفه جویی می شود ولی این قوانین راهنمایی و رانندگی است که مانع این کار می شود.

موانع غیر اجتماعی یا طبیعی:

انسانها در بوجود آوردن این موانع نقشی ندارند. فرض کنیم شما در یک روستا زندگی می کنید ولی می دانید که برای شرکت در کنکور ورودی دانشگاهها باید مدارک خود را تا آخر وقت اداری یک روز پنج شنبه به اداره پست که در شهر واقع شده است تحویل دهید. صبح همان پنج شنبه با یک وسیله نقلیه عازم شهر می شوید و از بد شانسی در بین راه متوجه می شوید که سیل نقلیه عازم شهر می شوید و از بدشانسی در بین راه متوجه می شوید که سیل قسمتی از جاده را از بین برده است. بطوری که اصلا امکان عبور وجود ندارد. از ماشین پیاده می شوید، به حالت عصبانیت کمی قدم می زنید، آشفته می شوید و در نهایت می بینید که از دستتان کاری بر نمی آید. بدیهی است که این مانع را طبیعت بر سر راه شما نهاده است.

موانع درونی:

آنهایی هستند که در خود ارگانیسم وجود دارند و می توانند جسمی یا روانی یا هر دو باشند. مثلا کوتاهی قد برای نوجوانی که علاقه شدیدی به ورزش دارد و کم هوشی برای دانش آموزی که می خواهد وارد دانشگاه شود از این  نوع موانع هستند. البته انها وقتی به صورت مانع در می آیند که اولا، فرد از وجود آنها آگاه باشد. ثانیا، بداند که مانع رسیدن او به هدف هستند.

اگر کودکی آنقدر کودن باشد که متوجه کودنی خود نباشد بدیهی است که کودنی برای او مانع نخواهد بود. با وجود این نمی توان ناکامی را بر اساس مانعی که بر سر راه رسیدن به هدف  وجود دارد تعریف کرد، زیرا هیچ وسیله ای نمی توانیم بفهمیم که این مانع توسط فرد چگونه ارزشیابی می شود. 

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط