منوی بالایی را از بخش فهرست ها تنظیم کنید.

پیشگیری از بازگشت

بازگشت

عنصر اساسی در هر برنامه درمانی، ((پیشگیری از بازگشت)) است. رویکرد پیشگیری از بازگشت، دو محور اساسی را در بر می گیرد. اولین حوزه، بر شناسایی و تحلیل کارکردی موقعیت های پرخطری که به مصرف الکل یا مواد منجر می شود و همچنین استفاده از آموزش مهارت های سازگاری تمرکز دارد. فراگیری این مهارت ها به افراد کمک می کند تا با روش های دیگری به غیر از مصرف الکل یا مواد، با موقعیت های پرخطر مقابله کنند. تحلیل کارکردی و آموزش مهارت های سازگاری، فنون اصلی مشاوره رفتاری را در برنامه ((خود درمانی هدایت شده)) تشکیل می دهند.

دومین حوزه متمرکز بر ((پیشگیری از بازگشت))، این است که افزایش درک و فهم مراجعان از الگوهای مصرف الکل یا مواد، می تواند نقش مهمی را در جلوگیری  از ((بازگشت)) به اعتیاد ایفا کند. این حوزه، بر الگوی پیشگیری بخصوصی متمرکز است. در این الگو ، بحث و تبادل نظر با مراجعان درباره اجتناب ناپذیر بودن ((بازگشت))، کاملا موجه است.

این مفهوم، از یک چشم انداز انگیزشی ارزشمند برخوردار است، چراکه با این روش، مراجعان احساس می کنند که در ((پیشگیری از بازگشت)) و تغییر رفتارشان سهیم هستند، این الگو، روشی است که در کنترل مصرف مجدد الکل یا مواد، موثر است. در رویکرد مبتنی بر ((پیشگیری از بازگشت)) بر دو جنبه مقابله با بازگشت هایی که اتفاق افتاده و به حداقل رساندن تاثیر منفی آنها، تاکید می شود. همچنین به نظر می رسد که وقوع احتمالی مصرف مواد را نه به عنوان نوعی شکست شخصی، بلکه به عنوان فرصتی برای یادگیری تلقی کردن، از اهمیت بیشتری برخوردار است. داشتن چنین دیدگاهی، به مراجعان کمک می کند تا یاد بگیرند که بازگشت ها در تداوم بخشیدن به انگیزه آنان (برای رسیدن به اهداف بلند مدت) موثرند. از این دیدگاه، با در نظر گرفتن بازگشت ها، بهبود بیشتر به عنوان یک فرایند یادگیری مدنظر قرار می گیرد تا یک پدیده همه یا هیچ. وقوع مشکلاتی در ابتدای درمان و اینکه مراجعان به چه نحوی مشکلات خود را حل می کنند در تعیین پیامدهای درمانی بلند مدت، از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع، مجموعه ای از تجارب موفق، می تواند به حفظ تغییرات رفتاری ایجاد شده در مراجعان، منجر شود.

جلوگیری از مصرف مجدد الکل یا مواد، معمولا با دو روش اصلی امکان پذیر است. در اولین روش، نحوه واکنش مراجعان نسبت به شروع مصرف الکل یا مواد مورد بحث قرار می گیرد. در این زمینه، مراجعان باید به نکات مهمی توجه داشته باشند و آن این که: هرچه سریع تر از ((بازگشت)) جلوگیری شود، خطرات کمتری برای آنها به دنبال خواهد داشت، شدت مشکل کمتر خواهد بود، و از پیامدهای کمتری رنج می برند. به همین دلیل، به مراجعان گفته می شود که بازگشت به مصرف، به معنای آن نیست که آنها باید در همان نقطه باقی بمانند، در واقع اگر هرچه سریع تر اجتناب از مصرف را از سر بگیرند، می توانند ضرر آن را به حداقل برسانند و بابت آنکه دوره های کوتاه مدتی در بازگشت به اعتیاد را پشت سر گذاشته اند، احساس غرور کنند.

در دومین روش برای کنترل ((بازگشت))؛ به ابن نکته پرداخته می شود که بازگشت به اعتیاد، هم بر انگیزه مراجع نسبت به تغییر و هم بر روشی که مراجع بدان وسیله با واقعیت ((بازگشت)) مراجه می شود، تاثیر می گذارد. در اینجا، مراجعان مورد تشویق قرار می گیرند تا این اتفاق را به عنوان نوعی تجربه یادگیری، در نظر بگیرند و ببینند که از این تجارب، چه درس هایی می توانند برای کمک به ((پیشگیری از بازگشت)) در آینده بگیرند، و سپس از چشم اندارز دورتری، به ((بازگشت)) بنگرند (به عنوان مثال: آنها می توانند وقوع ((بازگشت)) ها را فقط به عنوان یک مشکل در نظر بگیرند و برای بهبود آن کوشش کنند، نه اینکه پس از وقوع چنین وضعیتی، دست از تلاش برای تغییر کردن- کنارگذاشتن مصرف الکل یا مواد- بردارند.

در رویکرد ((خود درمانی هدایت شده)) به مراجعان کمک می شود تا برای مقابله با موقعیت های پرخطری که به مصرف الکل یا مواد منجر می شود، مهارت های سازشی خود را بشناسند و آنها را به کار گیرند، نه اینکه مهارت های سازشی جدیدی به آنها آموزش داده شود. راهبردهایی که در رویکر ((خود درمانی هدایت شده))، برای ((پیشگیری از بازگشت)) به کار می رود، با الگوهای سنتی آن، تفاوت چشمگیری دارد.

در اکثر موارد، مصرف کننده های مشکل داری که وابستگی شدیدی به الکل نداشته اند، از مهارت های سازشی خوبی برخوردار بوده اند، بنابراین، ترغیب و تشویق مراجعان به شناسایی این مهارت ها و بهره برداری از نقاط قوت خود، در مقایسه با آموزش صرف مهارت های سازگاری، برای آنها جذاب تر است. این روش برای کسانی که وابستگی کمی به مصرف الکل یا مواد دارند نیز خوشایندتر است، به عنوان مثال، اگر مراجع با فشارهای اجتماعی مرتبط با مصرف الکل یا مواد مواجه شود، می تواند یکی از روش های زیر را به کار گیرد:

با نشان دادن رفتارهای جرات ورزانه، مستقیما در مقابل این فشار مقاومت کند.

با نشان دادن رفتارهایی که جرات ورزی کمتری دارند، در مقابل این فشارها مقاومت کند (به عنوان مثال: ((پزشک معالجم به من گفت که نباید الکل یا مواد مصرف کنم))).

موقعیت پرخطر را ترک کند

برای مقاومت در برابر این فشارها، حمایت سایر اعضا خانواده یا دوستان خود را جلب کند.

به طور واقعی از فشارها چشم پوشی کند.

در حالی که هریک از این روش ها می تواند موثر باشد، با آموزش مهارت های سازشی نیز هر مراجعی می تواند تصمیم بگیرد که نیاز به فراگیری چه مهارت هایی دارد. در حقیقت، دررویکرد ((خود درمانی هدایت شده))، مراجعان خود تصمیم می گیرند که برای مقابله با موقعیت های پرخطر، چه مهارت هایی مناسب تر و عملی تر هستند.

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط