منوی بالایی را از بخش فهرست ها تنظیم کنید.

یادگیری بر اساس آزمایش و خطا

فراگیری بر اساس آزمایش و خطا

(( وودورت )) حداقل شرایط یادگیری بوسیله آزمایش و خطا را به قرار زیر می پندارد:

۱- داشتن هدف

۲- نداشتن راه معینی به سوی هدف

۳- جستجو

۴- دیدن یا شناختن طرقی که ممکن است به هدف برسند.

۵- آزمایش این طرق

۶- عقب نشینی هنگامی که عملی با موفقیت توام نباشد.

۷- بالاخره پیدا کردن راه صحیح و رسیدن به هدف

اولین آزمایش در مورد یادگیری بر اساس آزمایش و خطا، در اوایل قرن بیستم به وسبله ((ثرندایک)) انجام شد.

ثرندایک آزمایشهای خود را بیشتر با موش انجام می داد و همین آزمایشها سبب تشویق دیگران شد تا در این زمینه فعالیتهای دامنه داری بنمایند. در آزمایش از این نوع، معمولا آزمودنی با مسئله ای روبرو می شود که در آن باید به هدفی برسد. این هدف ممکن است رسیدن به غذا یا فرار از موقعیت دردناک باشد. مثلا گربه گرسنه ای را در جعبه ای که دارای گیره بخصوصی است قرار می دهند، مسئله ای که گربه باید حل کند این است که با دستکاری صحیح، گیره در جعبه را باز نموده به غذا برسد. در اول آزمایش، گربه مقدار زیادی رفتارهای بدون مقصود مانند دویدن به اطراف جعبه و پنجه کشیدن به در و گاز گرفتن و امثال آن را انجام می دهد، اما به تدریج حیوان به پاسخ درست خواهد رسید و گیره در را باز نموده به خارج فرار می کند. 

در دفعات بعد مدت زمان لازم برای باز کردن در، کوتاهتر می شود و پس از مدتی راه صحیح در مغز حیوان ثابت می ماند و او قادر خواهد بود که هر دفعه در را به سرعت باز نماید.

مطلب مهمی که در مورد رفتار بوسیله آزمایش و خطا باید در نظر گرفته شود، از یک سو قوت و قدرت محرک و از طرف دیگر مقدار پاداش و تنبیه است. زیرا هیچ یک از این عوامل را نمی توان از یادگیری جدا دانست. مثلا در آزمایش مربوط به گربه، این حیوان مسلما بواسطه محرک گرسنگی، دست به فعالیت می زند و بعد از این که غذا به او داده شد به این دلیل که پاداش دریافت نموده، رفتارش تقویت می گردد.

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط